Tuesday, September 27, 2016

باید یه راهی به بیرون باشه. از اینجایی که منم به اون جایی که تویی باید یه پنجره‌ای باشه، تا من توی دره‌ی خودم سقوط نکنم. ثبت بی‌وقفه‌ی جزئیات بی‌اهمیت. مثه وقتی که داری یخ می‌زنی و تنها راهت اینه که دست و پات رو تکون بدی. ثبت این همه بیهودگی، فقط برای اینه که این آخرین پنجره باز بمونه.

No comments: