Thursday, November 10, 2016

the night after

یک. از این همه آدمی که به ترامپ رای داده‌اند، بیشتر از خود ترامپ می‌ترسم. از این همه سیل تحلیل‌ها خسته شده‌ام. خودم را ول کرده‌ام روی مبل با یک لیوان چای داغ و به عود منیر بشیر گوش می‌دهم. دلم می‌خواهد عود بزنم. دلم بی‌نهایت این حالِ نهاوند را می‌خواهد.

دو. رابطه‌‌ی عمیقی هست میان لذت و کم‌یابی. لذت و نایابی حتی. لذت و خیال آنچه که باید باشد ولی نیست، یا هست اما دیر شده. کم‌اند آدم‌هایی که می‌توانند لذت را در روزمره پیدا کنند. آن‌ها که مدام در دلشان حفره‌ی خالی چیزی نیست. من؟ زمان می‌خواهم. چگالی زندگی از قدری که بیشتر باشد، دیگر برایم قابل تنفس نیست. انگار که به نفس‌نفس بیافتم. باید وقت داشته باشم که مزه‌مزه کنم آنچه را که می‌بینم. آنچه را که از سر می‌گذرانم. آنچه را که زندگی می‌کنم. زندگی را نباید لاجرعه سرکشید، همان‌قدر که شراب خوب را نباید. حرام می‌شود. همین را تعمیم بدهیم به آدم‌ها، روابط، شهرها، حال‌ها ...


No comments: